خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مده به چشم و دل خویش راه، غفلت رابه خلوت لحدانداز خواب راحت را
۲
نگاه دار به دست دعای مظلومانعنان توسن چابک خرام دولت را
۳
چو طوق فاخته جویای سرو قدی باشبه هر شکار میفکن کمند وحدت را
۴
کمند وحشی رم کرده، بستن چشم استتغافل است علاج آن رمیده الفت را
صفحهٔ ۱ از ۲