شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز درد و داغ محبت سرشته اند مرادر آفتاب قیامت برشته اند مرا
۲
دل از مشاهده من کباب می گرددبه آب چشم یتیمان سرشته اند مرا
۳
فنای من به نسیم بهانه ای بندستبه خاک با سر ناخن نوشته اند مرا
۴
چگونه سبز شود دانه ام، که لاله رخانبه روی گرم، مکرر برشته اند مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth