شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۶۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مراز بحر کرد کرم خلعت وجود مرا
۲
ز بند وصل لباسی مرا برون آورداگر چه مه چو کتان سوخت تار و پود مرا
۳
ستاره سوخته ای بود چون شرر جانمز قرب سوختگان روشنی فزود مرا
۴
ز عمر رفته نصیبم جز آه حسرت نیستبه جا نمانده ازان شمع غیر دود مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth