خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز هم نمی گسلد عیش جاودانه ماخمار صبح ندارد می شبانه ما
۲
ترا که ذوق سخن نیست فکر ساغر کنکه گشت چاک گریبان شرابخانه ما
۳
فسانه دگران خواب در بغل داردبه چشم خواب نمک می زند فسانه ما
۴
عرق فشانی ابر بهار رنگین استکنون که خال لب کشت گشت دانه ما
صفحهٔ ۱ از ۳