خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان که از نمک افزون شود جراحتهایکی هزار ز پرسش شود مصیبتها
۲
مپوش چشم ز نظاره غبار ملالکه پیش خیز نشاط است گرد کلفتها
۳
مده ز جهل مرکب به نام تن چو عقیقکه هست لازم تحصیل نام، ظلمتها
۴
مدار چشم اقامت ز اعتبار جهانکه همچو سایه بال هماست دولتها
صفحهٔ ۱ از ۳