خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۶۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جوش گل شراب ننوشد کسی چرا؟با رحمت خدای نجوشد کسی چرا؟
۲
تا ابر نوبهار پریشان نگشته استچون رعد هر نفس نخروشد کسی چرا؟
۳
در موسم بهار، می لاله رنگ راچون لاله کاسه کاسه ننوشد کسی چرا؟
۴
گرم است تا ز آتش گل سینه بهاراز سنگ همچو چشمه نجوشد کسی چرا؟
صفحهٔ ۱ از ۳