خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دریاب صبح فیض نسیم بهار رادر دیده جا ده این نفس بی غبار را
۲
با درد خود گذار من خاکسار رااز روی گردباد میفشان غبار را
۳
سهل است اگر به خواب شب قدر بگذرددر خواب مگذران دم صبح بهار را
۴
از چشم او به یک نگه خشک قانعیمطی کرده ایم خواهش بوس و کنار را
صفحهٔ ۱ از ۳