شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشمر ز عمر خود نفس ناشمرده رادفتر مساز این ورق باد برده را
۲
با زاهد فسرده مکن گفتگوی عشقتلقین نکرده است کسی خون مرده را
۳
تخمی که سوخت، سبز نگردد ز نوبهارافسرده تر کند می گلگون فسرده را
۴
بپذیر عذر باده کشان را، که همچو موجدر دست خویش نیست عنان، آب برده را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth