شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتم ز راه دل خس و خار گناه راکردم به آه همچو کف دست راه را
۲
موج کرم به قیمت اکسیر می خرددر بحر رحمت تو غبار گناه را
۳
روز ازل به قامت عاشق بریده اندمانند کعبه، جامه بخت سیاه را
۴
پیش رخ تو زخم دندان حیرت استدستی که چاک کرد گریبان ماه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth