خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد بی صفا ز خاک سیه کاسه آب ماآخر به رنگ ظرف برآمد شراب ما
۲
از اشک تلخ ما کف خاکی نگشت سبزنگرفت دست هیچ سبویی شراب ما
۳
ما با خیال روی تو در خواب رفته ایمیوسف نقاب بسته درآید به خواب ما
۴
در قلزمی که موج بود تیغ آبداراز سرگذشت خویش چه گوید حباب ما؟
صفحهٔ ۱ از ۴