خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ مافانوس گردباد شود بر چراغ ما
۲
چون خون مرده در گل سرخش نشاط نیستگویا که ریخت ماتمیی رنگ باغ ما
۳
ماییم و داغی از جگر گل فگارترناخن مبادش آن که بکاود به داغ ما
۴
ای بخت ما به ظلمت شبهای غم خوشیمروغن مکش ز ریگ برای چراغ ما
صفحهٔ ۱ از ۲