خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سیر و دور می گذرد ماه و سال ماچون گردباد ریشه ندارد نهال ما
۲
ذاتی است روشنایی ما همچو آفتابنقصی نمی رسد به کمال از زوال ما
۳
در حفظ آبرو ز حبابیم تشنه تراز آب خضر خشک برآید سفال ما
۴
خون می کند ز دیده روان نیش انتقامخاری اگر به سهو شود پایمال ما
صفحهٔ ۱ از ۵