شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ماداغ است آفتاب ز ماه تمام ما
۲
آسوده از خمار و ز خوابیم بی خبرمستی چشم یار ندارد دوام ما
۳
ما را نظر به می نبود، چون دهان شیراز خون دشمن است می لعل فام ما
۴
با نیستی ز جلوه فردوس فارغیمدار فناست روضه دارالسلام ما
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth