شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست فلک کبود شد از گوشمال ماشوخی ز سر نهشت دل خردسال ما
۲
چندین هزار جامه بدل کرد روزگارغفلت نگر که رنگ نگرداند حال ما
۳
با آن که آفتاب قیامت بلند شدبیرون نداد نم، عرق انفعال ما
۴
چون آفتاب سرکشی ما زیاده شدچندان که بیش داد فلک خاکمال ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth