خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۷۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنگین تر از حناست بهار و خزان مابر دست خویش بوسه دهد باغبان ما
۲
چون صبح در محبت خورشید صادقیماین تب برون نمی رود از استخوان ما
۳
دست از کمند جاذبه کوته نمی کنیمتا شیر مست ماه نگردد کتان ما
۴
چون بید اگر چه تیغ زبانیم سر به سربندی شده است بی ثمری بر زبان ما
صفحهٔ ۱ از ۴