شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۷۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای روشن از فروغ تو چشم چراغ‌هاپر گل ز جوش حسن تو دامان باغ‌ها
۲
نوروز شد که جوش زند خون باغ‌هااز بوی گل، پری زده گردد دماغ‌ها
۳
در رهگذار باد سحرگاه، نوبهاراز خیرگی ز لاله فروزد چراغ‌ها
۴
چون روی شرمگین که برآرد عرق ز خوداز خود شراب لعل برآرد ایاغ‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth