خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر صافدلی هست شراب است در اینجاور سوخته ای هست کباب است در اینجا
۲
بیدار دلی نیست کز او دل بگشایدتا چشم نمکسود به خواب است در اینجا
۳
سالم کسی از بحر جهان چون بدر آید؟شورست، اگر چشم حباب است در اینجا
۴
سودای من از ساغر سرشار شد افزونخشک است، اگر ریشه در آب است در اینجا
صفحهٔ ۱ از ۵