خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دست و تیغ عشق فگارند لالههادر خاک و خون نشسته یارند لالهها
۲
در دیده بصیرت پروانهطینتانفانوس شمع چهره یارند لالهها
۳
باشند همچو شعله جواله بیقراربر خار و خس اگرچه سوارند لالهها
۴
تا سر کشیدهاند، به پایان رسیدهاندکمعمرتر ز شعله خارند لالهها
صفحهٔ ۱ از ۴