خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بدگهری می شکند گوهر رز رادر دل چه گره هاست ز زاهد بر رز را
۲
حاشا که گذارد کرم ساقی کوثردر گلشن فردوس ملامتگر رز را
۳
یک دانه انگور به زاهد مچشانیدحیف است فکندن به وبال اختر رز را
۴
ای شیشه می چند دهن بسته نشینی؟با جام بکن عقد روان دختر رز را
صفحهٔ ۱ از ۲