خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از زخم زبان نیست گزیر اهل رقم رابی چاک که دیده است گریبان قلم را؟
۲
ناخن ز سبکدستی ما برگ خزان استچون سکه به زنجیر نداریم درم را
۳
عشاق تو بر نقد روان کیسه ندوزندزر لکه پیسی است کف اهل کرم را
۴
بی نور نگردد دل از آلودگی جسماز تیرگی جامه چه پرواست حرم را؟
صفحهٔ ۱ از ۳