شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درمانده این جسم نزارست دل مادر سنگ نهان همچو شرارست دل ما
۲
هر چند بهای گهر از گرد یتیمی استبی قیمت ازین مشت غبارست دل ما
۳
چون غنچه محال است که از پوست برآیدچندان که درین سبز حصارست دل ما
۴
تا دست به این پیکر خاکی نفشاندماتم زده چون شمع مزارست دل ما
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth