خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آه روز گردان شبهای تار خود راآیینه دو رو کن لیل و نهار خود را
۲
در ملک دل مگردان مطلق عنان هوس رااز دست باد بستان مشت غبار خود را
۳
زان گوهر گرامی هرگز خبر نیابیاز گریه تا نسازی دریا کنار خود را
۴
دلسوزی عزیزان چون برق در گذارستاز سوز دل برافروز شمع مزار خود را
صفحهٔ ۱ از ۳