خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسته است چشم روشن از سیر، بال ما راچون شمع ریشه باشد در سر نهال ما را
۲
گرد یتیمی ما چون گوهرست ذاتینتوان فشاند از دل گرد ملال ما را
۳
ما را ز زیر پر هست راهی به آن گلستانهر چند سخت بندد صیاد بال ما را
۴
آن کس که داد ما را ز آغاز آنچه بایستهم می کند در آخر فکر مآل ما را
صفحهٔ ۱ از ۳