خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیخودی رفتن است دلها راهوش واماندن است دلها را
۲
آه بیاختیار از سر درددامن افشاندن است دلها را
۳
چشم پوشیدن از جهان خرابچشم وا کردن است دلها را
۴
غوطه خوردن به زهر ناکامیسبزه غلتیدن است دلها را
صفحهٔ ۱ از ۵