شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۸۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا کز دوریت مژگان به چشمم سوزن است امشبنفس در سینه ام چون خار در پیراهن است امشب
۲
ز جوش اشک می لرزد چو اهل حشر مژگانمقیامت در مصیبت خانه چشم من است امشب
۳
سر پیوند دارد با گسستن رشته جانمجهان بر دیده من همچو چشم سوزن است امشب
۴
همان چشمی که با خورشید می زد لاف همچشمیتهی از نور بینش همچو چشم روزن است امشب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth