خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۸۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز روشن گل و شمع شب تارست شراببرگ عیش و طرب لیل و نهارست شراب
۲
تا بود در دل خم، هست فلاطون زمانمحفل آرا چو شود، باغ و بهارست شراب
۳
روی عقل است ز سر پنجه تاکش نیلیبا همه شیشه دلی شیر شکارست شراب
۴
نعل بی طاقتی از جام در آتش داردبس که مشتاق به لعل لب یارست شراب
صفحهٔ ۱ از ۳