شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۶۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صلا ای صوفیان کامروز باریسماع است و وصال و عیش آری
۲
بکن ای موسی جان خلع نعلینکه اندر گلشن جان نیست خاری
۳
کبوترها سراسر باز گردندکه افتاد این شکاران را شکاری
۴
شود سرهای مستان فارغ از دردچو در سر کرد خمر بی‌خماری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth