خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در غبار خط صفای آن پری طلعت بجاستگرچه شد درد این شراب صاف، کیفیت بجاست
۲
رفتن فصل بهار، از خواب سنگینی نبردطی شد ایام جوانی و همان غفلت بجاست
۳
توبه خواهش به سایل می دهد از روی تلخخواجه ممسک کند گر دعوی همت بجاست؟
۴
بحر نتواند فرو بردن کف بی مغز راغرقه شد در آب یونان و همان حکمت بجاست
صفحهٔ ۱ از ۲