خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی در پرده باشد نیک و بد، ساغر کجاست؟دل ز دعوی شد سیاه آیینه محشر کجاست؟
۲
در تن روشن ضمیران جان نمی گیرد قرارآب را آسودگی در دیده گوهر کجاست؟
۳
هست بیرون از دو عالم، سیر سرگردان عشقاین سر شوریده را پروای بال و پر کجاست؟
۴
سوخت خورشید درخشان پرده های صبح راحسن عالمسوز را آرام در چادر کجاست؟
صفحهٔ ۱ از ۴