شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۹۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز ما با شب یکی زان آفتاب انورستزنگ این آیینه از تردستی روشنگرست
۲
می زند در لامکان پر، دل درون سینه اماین سپند شوخ در مجمر، برون مجمرست
۳
بر دل آزادگان برگ سفر باشد گرانبادبان بر کشتی دریایی ما لنگرست
۴
پرده خارست اگر دارد گلی این بوستاننوش این محنت سرا آهن ربای نشترست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth