خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیب نادان در زمان خامشی گویاترستپسته بی مغز در لب بستگی رسواترست
۲
گردش پرگار موقوف سکون مرکزستهر که در دامن کشد پا آسمان پیماترست
۳
شهرت مجنون ز عشق کوهکن پامال شدسیل در کهسارها از دشت پرغوغاترست
۴
دست دولت گرچه در ظاهر بلند افتاده استدر گشاد کارها دست دعا بالاترست
صفحهٔ ۱ از ۳