شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۹۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرستموج این وادی رگ جان، ریگ این صحرا سرست
۲
از محیط آفرینش چون نیاید بوی خون؟هر حبابی را که می بینی درین دریا سرست
۳
نیست دستی در گریبان چاک گرداندن مراچون سبو دست مرا پیوند الفت با سرست
۴
اهل دنیا مال را دارند بیش از جان عزیزاز سر دستار هر کس بگذرد اینجا سرست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth