خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن را با بی قراران گیر و دار دیگرستمهر را هر ذره ای آیینه دار دیگرست
۲
مستی چشم غزالان نشکند ما را خمارچشم لیلی دیده ما را خمار دیگرست
۳
به که برگردد به مصر از راه، بوی پیرهندیده یعقوب ما را انتظار دیگرست
۴
گرچه از سنگ ملامت کوه از جا میرودعاشقان را لنگر صبر و قرار دیگرست
صفحهٔ ۱ از ۴