خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۹۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوخطی از تازه رویان جهان ما را بس استبرگ سبزی زان بهار بی خزان ما را بس است
۲
موشکافان را کتاب و دفتری در کار نیستمصرع پیچیده موی میان ما را بس است
۳
ناز اگر استادگی در میوه تر می کندسایه خشکی ازان نخل جوان ما را بس است
۴
همچو طوق قمریان آغوش ما گستاخ نیستجلوه ای از دور ازان سرو روان ما را بس است
صفحهٔ ۱ از ۴