خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل استچشم بینا پرده خواب است اگر بینا دل است
۲
هست از وحدت خزان و نوبهار او یکیبوستان آفرینش را گل رعنا دل است
۳
هیچ جا چون شعله جواله اش آرام نیستخاک دامنگیر آن سرو سهی بالا دل است
۴
می نماید پست اگر در دیده کوتاه بینپیش ارباب بصیرت، عالم بالا دل است
صفحهٔ ۱ از ۳