خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سعی در تحصیل اسباب جهان بی حاصل استآنچه نتوان برد با خود، جمع آن بی حاصل است
۲
نیل چشم زخم می باید سعادتمند راشکوه کردن ای هما از استخوان بی حاصل است
۳
می نماید هر چه هست آیینه از زیبا و زشتخودستایی در حضور عارفان بی حاصل است
۴
خاک در چشم توقع زن که در ایام مادولت بیدار چون خواب گران بی حاصل است
صفحهٔ ۱ از ۳