خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۷۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز هر چیزی ملول است آن فضولیملولش کن خدایا از ملولی
۲
به قاصد تا بیاشوبد بجنگدبدو گفتم ملولی هست گولی
۳
بخورد آن بازی من خشمگین شدمرا گفتا خمش دیوانه لولی
۴
نگوید هیچ را بد مرد این راهمبین بد هیچ را ور نی تو غولی
صفحهٔ ۱ از ۳