شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۰۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در بیابانی که خارش تشنه خون خوردن استپای در دامن کشیدن گل به دامن کردن است
۲
رزق ما چون شبنم از رنگین عذاران چمنبا کمال قرب، دندان بر جگر افشردن است
۳
چون صدف دامن گره کردن به دامان گهردر گریبان دشمن خونخوار را پروردن است
۴
خو به عزلت کن که در بحر پر آشوب جهانگوشه گیری کشتی خود را به ساحل بردن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth