خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۰۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لطف او با دیگران ناز و عتابش بر من استصحبت گرمش به اغیار و کبابش بر من است
۲
یک سر مو غافل از حال ضعیفان نیستمگر فتد مویی در آتش پیچ و تابش بر من است
۳
کرم شب تابی فلک گر شمع بالینم کندمنت روی زمین از آفتابش بر من است
۴
می کند هر کس به غیر از حق سئوال از دیگرانمشت خاکی بر دهانش زن جوابش بر من است!
صفحهٔ ۱ از ۲