شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۰۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
افسر سر گرمی مهر از فروغ جام اوستخرده انجم سپند روی آتش فام اوست
۲
ذکر او دل زنده دارد چرخ مینا رنگ راجان این فیروزه در دست خواص نام اوست
۳
صبح محشر انتظار جلوه او می کشدچشم خورشید قیامت بر کنار بام اوست
۴
گل عبث در دامن باد صبا آویخته استگوش هر بی درد، کی شایسته پیغام اوست؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth