خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته استورنه آن جان جهان با ما به هم پیوسته است
۲
فیض بحر رحمت از خاکی نهادان نگسلدتا به ساحل موج این دریا به هم پیوسته است
۳
وصل، هجران است اگر دلها ز یکدیگر جداستهجر، باشد وصل اگر دلها به هم پیوسته است
۴
صد بیابان در میان دارند از بی نسبتیگر به ظاهر که با صحرا به هم پیوسته است
صفحهٔ ۱ از ۳