خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بهاران بزم عیش میکشان آماده استجوش گل هم شاهد و هم مطرب و هم باده است
۲
می زند موج قیامت گلشن از الوان حسنهم لب جو نوخط و هم روی گلها ساده است
۳
گل ز مستی بوسه بر منقار بلبل می زندسرو در آغوش طوق قمریان افتاده است
۴
هر طرف گوش افکنی آواز بلبل می رسدرو به هر جانب کنی رخسار گل آماده است
صفحهٔ ۱ از ۳