شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همین سرگشته ما را دور گردون کرده استخضر را خون در جگر این نعل وارون کرده است
۲
مهره مومی است در سر پنجه او آسمانآن که حال ما اسیران را دگرگون کرده است
۳
قمری ما از پریشان ناله های دلفریبسرو را آشفته تر از بید مجنون کرده است
۴
گرچه ما چون سرو آزادیم از قید لباسهمت ما دست ازین نه خرقه بیرون کرده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth