شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ابر رحمت با دل و دست گهربار آمده استچشم پل روشن، که آب امسال سرشار آمده است
۲
می زند جوش پریزاد از ریاحین بوستانکاروان در کاروان یوسف به بازار آمده است
۳
در حریم باغ، خاری بی گل بی خار نیستجوش خون لاله تا مژگان دیوار آمده است
۴
بس که مرغان چمن بدمستی از حد می برندگل ز شبنم با هزاران چشم بیدار آمده است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth