شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۱۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد چو عالمگیر غفلت، جاهل و دانا یکی استخانه چون تاریک شد بینا و نابینا یکی است
۲
نیست مجنون را ز شور عشق پروای تمیزگردباد و محمل لیلی درین صحرا یکی است
۳
نیست تدبیر خرد را در جهان عشق کارناخدا و تخته کشتی درین دریا یکی است
۴
ز اختلاف ظرف، گوناگون نماید رنگ میورنه در میخانه وحدت می حمرا یکی است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth