خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی کار دیگران و پشت کار من یکی استروز و شب در دیده شب زنده دار من یکی است
۲
سنگ راه من نگردد سختی راه طلبکوه و صحرا پیش سیل بی قرار من یکی است
۳
خنده کبک و صدای تیشه های دلخراشدر دل آسوده کوه وقار من یکی است
۴
نیست چون گل جوش من موقوف جوش نوبهارخون منصورم،خزان و نوبهار من یکی است
صفحهٔ ۱ از ۴