خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۷۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگفتم با دلم آخر قراریز آتشهای او آخر فراری
۲
تو را میگویم و تو از سر طنزاشارت میکنی خندان که آری
۳
منم از دست تو بیدست و پاییتو در کوی مهی شکرعذاری
۴
دلم گفتا ندیدی آنچ دیدمتو پنداری ز اکنون است کاری
صفحهٔ ۱ از ۳