شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زیر پای سرو چون آب روان غلطیدنی استگل به تردستی ز عکس تازه رویان چیدنی است
۲
گر لباس فاخری در عالم ایجاد هستاز گناه زیردستان چشم خود پوشیدنی است
۳
پیشدستی کن، ازین تشویش خود را وارهانجام پر زهر اجل چون عاقبت نوشیدنی است
۴
از دم سرد خزان چون می رود آخر به بادبا لب خندان به گلچین سر چو گل بخشیدنی است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth