شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز وصل دوست طرف آن چشم خون آلود بستدر صدف از اشک نیسان گوهر مقصود بست
۲
از نگاه خیره چشمان گشت نوخط عارضشاز هجوم مشتری یوسف دکان را زود بست
۳
از بصیرت نیست مرهم کاری داغ جنونکوردل آن کس که چشم اختر مسعود بست
۴
گر توانی آب زد بر آتش خشم و غضبمی توان گلدسته ها زین آتش نمرود بست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth