شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف یار از جلوه خط پریشانی شکستاز غبار لشکر موران سلیمانی شکست
۲
کشتی ما گرچه از موج خطر صد پاره شدتخته ای هر پاره اش بر فرق طوفانی شکست
۳
داغ منت چون کلف هرگز نرفت از چهره اشهر که بر خوان فلک چون مه لب نانی شکست
۴
اندکی از سینه پر شور ما دارد خبردر کنار زخم هر کس را نمکدانی شکست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth